مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

32

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

فيها هو و هو فيها نحن و هو هو و نحن نحن « 1 » و به حسب اين مرتبه و مقام است كه موصوف به يداللَّه و مرسوم به قدرة اللَّه و مشهور به خالقيّت ارض و سَما و غير ذلك شده‌اند و از اينجا است كه فرمود استادنا و استاد البشر ، العقل الحاديعشر ، الحكيم الأفخم والفيلسوف الأعظم ملّاعلىّ النورى - أطال اللَّه عمره و أدام إقباله و إفادته - : غالى گويد على خدا مىباشد * سنّى گويد از او جدا مىباشد نورى كه وراى هر دو راهى دارد * گويد نه خدا او نه جدا مىباشد و از اينجا مشخّص شده كه صفت ، منحصر در معنى و مفهوم نيست ، بلكه امر عينى و موجود خارجى شايد كه صفت باشد چون نفس رحمانى و ضربى از عقول و ملائكهء عرشيّه كه جهت و ظهور در ايشان غالب و حيثيّت انّيّه و امكان مختصّ است و جميع صفات جلال و جمال را اوّل مقام مصداق حقيقى باشد و ثانى مصداق اضافى و از اين جمله است مفهوم و صفت عزّت و جلال و مجد كه مصداق حقيقى اينها احديّت حقيقيّه است و مصداق اضافى احديّت اضافيّه . [ شروع در شرح حديث ] پس از تمهيد اين اصول و بعد از تشييد اين اركان و تأسيس اين بنيان ، شروع در شرح حديث شريف نموده و به قدر فهم قاصر و به مقدار قابليّت اين ناقابل ، در مقام توضيح و تبيين برآمده مىگوييم : مىفرمايد ( واللَّه و رسوله أعلم ) : قسم به عزّت و عزيزى و احترام و بىمانندگى و نايابى مثل من ، كه حقيقت آن ذات احديّت حقيقيّه است و يا احديّت اضافيّه كه حقيقت محمّديّه و علويّه - عليهما و على آلهما الصلاة والسلام - است و قسم به جلال من ، كه اشاره است به صفات تنزيهيّه ، كه تعبير از آن به صفات جلال مىكنند و قسم به

--> ( 1 ) . ن . ك : الكلمات المكنونه ، فيض كاشاني ، ص 114 ؛ مصباح الهداية ، ص 67 ؛ اللمعة البيضاء ، ص 28 ؛ مكيال‌المكارم ، ص 295 .